تبلیغات
همسران اول - وبلاگ نویسان «زن دوم»؛ هویتی واقعی در دنیای مجازی/ 1

همسران اول

تقدیم به تمام بانوان سرزمینم

وبلاگ نویسان «زن دوم»؛ هویتی واقعی در دنیای مجازی/ 1
نوزده سال داشتم که عاشق ... 31 ساله شدم. او زن داشت. اوایل نمی دونستم ولی بعداً هم که فهمیدم به خاطر سادگی اهمیت ندادم. هووی من کمتر از شش سال بزرگتر از منه و از زیبایی کم نداره.
زن دوم


سال های پیش یکی از مجلات محبوب و عامه پسند قسمتی را در هر شماره خود به نوشته هایی با عنوان «من زن دوم بودم» اختصاص می داد. خبر ندارم هنوز هم بازار این قسمت در آن مجله یا دیگر مجلات روز، به راه و گرم است یا خیر؛ اما آنچه محتوای این نوشته ها بود، شرح پشیمانی و اندوه و اشتباهات زنی را می داد که وارد زندگی دیگری شده و حالا هم گرفتار عواقب آن شده است.

 به نظر می رسید هدف اصلی این عنوان و داستان های آن، هم جذب مخاطب بخاطر جذابیت ذاتی موضوع بود و هم ارائه نکات آموزشی به خانواده ها که این نوع زندگی ها آخر و عاقبت ندارد. گرچه به حواشی موضوع و دلایل و چگونگی وضعیت دیگر افراد درگیر در این ماجرا پرداخته نمی شد.

 به گزارش مهرخانه، حال سال ها گذشته و اینترنت و دنیای مجازی جای بسیاری از مجلات و روزنامه های مکتوب را گرفته است. قصه نویسی و شرح حال نویسی، از طریق همین شاهراه ارتباطی و اطلاعاتی امری همگانی شده و در دسترس زن و مرد و پیر و جوان و کودک قرار گرفته. حال که دیگر تلفن همراه افراد هم قابلیت اتصال به این دنیای مجازیِ سراسر شگفتی را دارد، وبلاگ نویسان زن قدم به عرصه نویسندگی گذاشته اند و راحت و بی دردسر شرح حال می نویسند. اما نگاه این گزارش تنها به آن بخش از وبلاگ های زنانه است که با عنوان اصلی یا فرعی «زن دوم» به نوشتن از شرح حال زندگانی خود می پردازند.

 این موضوع از آن حیث ارزش پرداختن به آن به عنوان یک گزارش را دارد، که در حالیکه از گذشته تا به امروز «زن دوم بودن» به عنوان یک امر تابو در عرف و فرهنگ جامعه برای خانواده ها مطرح شده و ازدواج مجدد با وجود قانونی و بلااشکال بودن، همواره مورد مناقشه خانواده ها و چالش انگیز میان زنان و مردان بوده است، اما دنیای مجازی و ناشناخه ماندن هویت افراد در این فضا فرصتی را برای این زنان فراهم کرده تا از خفا بیرون آیند، حرف هایشان را بزنند، ناگفته های پنهانی در مورد روابطشان را عنوان کنند و گاهی به دفاع از هویت خود برآیند. فراوانی حضور چنین وبلاگ هایی را از دو منظر می توان بررسی کرد. اول: نوعی تابو شکنی از ازدواج مجدد مرد در شرایطی که دلیل این روابط گاهی نیاز همسر دوم به مورد حمایت و محبت قرار گرفتن، موافقت همسر اول به دلیل بیماری یا نقص و گاهی هم تنوع طلبی مردان است، و منظر دوم آن است که از این راه می توان بر کیفیت زندگی زنان دوم و ازدواج مجدد مردان نگاهی داشت؛ زنانی که هرگز دیده نمی شوند، همیشه پنهان می شوند، نگاه جامعه به آنها حاکی از تنفر و تعجب است و دلایل و دردهای آنها برای این نوع زندگی و حتی پشیمانی شان بر همگان پوشیده می ماند. آنچه در ادامه می خوانید، شامل توصیف و تحلیل محتوای 8 مورد از این وبلاگ ها با انتخاب تصادفی از میان ده ها وبلاگ فعال و غیرفعال مرتبط با موضوع زن دوم، همراه با گفتگوهایی با برخی از این زنان است.

 نگاهی بر شیوه معرفی زنان دوم در وبلاگ هایشان میان وبلاگ های زنانه ای که به شرح حال نویسی اقدام می کنند، برخی از آنان با انتخاب نام زن دوم و عناوین شبیه به آن برای وبلاگشان، به مخاطب این مسئله را یادآوری می کنند که در این وبلاگ شرح حال یک زندگی روزمره معمولی را نخواهید خواند.

 به لحاظ نشانه شناسی همین امر یادآوری کننده زندگی غیرعادی و عجیب این قشر از زنان و همسرانشان است که تنها با استفاده از نام «زن دوم» در معرفی وبلاگ آنها را به نوعی متفاوت از دیگران نشان داده و مخاطبان را به خواندن و قضاوت کردن درباره آن وا می دارد.

 در این وبلاگ ها آنچه در ابتدای معرفی همیشه بر آن تأکید می شود، علنی یا غیرعلنی بودن همسر دوم است؛ «اوایل عقدمون پنهونی بود؛ ولی حالا دیگه علنی هستش.» «من با اجازه خانوم اول وارد این زندگی شدم و علنی هستم.» «واقعاً جایگاه زن دوم در زندگی چیه؟؛ انسانی که همیشه باید مخفی باشه و به نوعی هویت انسانی خودش رو فراموش کنه و درهاله ای از ابهام زندگی کنه. درحالی که یه انسانه. نیازمند عشقه... اما چه جایگاهی داره؟» «ازدواج ما رسمی و عقد دائم با اجازه همسر اول هست. الان حدود یکسال و نیم از ازدواجمون می گذره.»

در واقع با توجه به اهمیت مسئله آشکار یا پنهان بودن، هم برای این زنان و هم تأثیری که بر زندگی زن اول می گذارند، مشاهده می شود که این مسئله از ابتدا در این نوع وبلاگ ها مشخص می شود تا بلکه خواننده با توجه به این مهم، به قضاوت در مورد نوشته های نویسنده بپردازد.

اما آنچه بصورت عام مشاهده می شود، این است که به جز اندکی از زنان که به دلایل متعدد از ابتدا با آگاهی و اجازه زن اول وارد زندگی شده اند، اکثریت پس از مدتی دوستی یا ازدواج موقت با مرد، به عقد رسمی درآمده و تا مدت ها پنهانی بوده اند.

 این مدت زمان بسته به اینکه همسر اول مرد چه زمانی متوجه بشود و بتواند اثبات کند و یا فشار همسر دوم برای آشکار شدن، متغیر بوده ولی تقریباً بیشتر از 6 ماه پس از عقد رسمی طول نکشیده است.

 «من در شرکتی که متعلق به مادرم بود مشغول به کار بودم و فرستادن یه ایمیل اشتباه به همسرم باعث اشنایی ما شد که در ابتدا برای من حکم سرگرمی داشت، ولی با گذر زمان جدی شد.»

 در میان وبلاگ ها، تنها دو مورد یافت شد که مرد با اطلاع و اجازه زن اول، همسر دوم اختیار کرده و موضوع ناشی از بیماری زن بوده است. که البته همان هم پس از مدت کوتاهی نارضایتی زن اول و شروع مشکلات را برای هر دو زن به دنبال داشته است.

«همسر قبلی از اول در جریان بود در واقع خودش رضایت داده بود. اوائل برخورد همسر اول خوب بود و می گفت خودش خواسته و رضایت داره که این ازدواج سر بگیره. اما الان با همسر اول میشه گفت کارد و پنیریم و در واقع ایشون به خون من تشنه است.»

داستان ازدواج زن دوم در وبلاگ ها برعکس آنچه معمولاً درباره دلایل ازدواج مجدد مرد از زبان برخی کارشناسان عنوان می شود، که یا همسران دوم زنان بیوه، میانسال، نیازمند و بدون امکان ازدواجی هستند که ازدواج مجدد برایشان تنها راه حل موجود است و یا کلیشه ناهماهنگ بودن، صمیمی نبودن، بی توجه بودن و یا عدم امکان باروری همسران اول که مردان را وادار به ازدواج مجدد می کند، تقریباً می توان گفت در تمام وبلاگ های مورد مشاهده چنین باورهایی نقض می شود.

 اکثریت زنان دوم، ازدواج اولشان را به عنوان همسر دوم تجربه می کنند و آن هم در سنین زیر 30 سال. عموماً دانشگاه رفته و دارای حمایت های خانوادگی و شغلی مناسبی هستند. برخی از آنها از ابتدای آشنایی به متأهل بودن مرد آگاه بوده و اعتقاد مشترکی که در میان بسیاری از آنها وجود دارد، این است که محصول عشق هستند. همچنین به لحاظ تقیدات مذهبی و میزان دینداری، سبک خاصی را نمی توان در میان این زنان و همسرانشان تشخیص داد. بانوان محجبه و با میزان دینداری بالا، در کنار زنانی با تقیدات مذهبی و حجاب کمتر به عنوان زن دوم دیده می شوند.

 در مورد مردان هم اکثریت در سال های نخست(کمتر از 10 سال) ازدواجشان بسر می برند و همسر دومشان تفاوت سنی چندانی با همسر اول ندارد. فرزند دارند و به لحاظ مالی در وضعیت های مختلفی(متوسط تا مرفه) به سر می برند. معمولاً تحصیل کرده هستند و نویسنده اکثر وبلاگ ها ساکن تهران و برخی در دیگر شهرها ساکن هستند.

«من در ابتدای آشنایی قصد ازدواج نداشتم، ولی با گذر یکسال از آشناییمون بهش وابسته شدم و وقتی بهم پیشنهاد ازدواج داد قبول کردم چون خیلی دوستش دارم.» «من ناخواسته و ندونسته وارد این رابطه شدم و وقتی حقیقت رو فهمیدم که دیگه دیر شده بود، لااقل برای من دیر شده بود؛ شاید اگه کس دیگه ای بود می تونست دل بکنه ولی من نتونستم. دومی ها همیشه مقصر نیستن که شوهر سراغشون رفته، شاید خود شوهر مقصر باشه، شاید زن اولی، شاید شرایط زندگی، شاید روزگار، شاید سرنوشت، شاید هزار و یک دلیل دیگه هم وجود داشته باشه.»

«وقتی عاشقش شدم نمی دونستم دو ساله که ازدواج کرده و یه پسر بچه ۸ ماهه داره.»

«خانوم اولی خودش به همسر اجازه داد بره زن بگیره. چند سالی گرفتار مریضی بوده و ناامید از خوب شدن. خودش گفت بارها به همسر گفته بره زن بگیره و پاسوز اون نشه. می گفت همسر خیلی براش زحمت کشیده و اون با مریضی هاش نمی تونه زن خوبی باشه.»

«اسم من ..... است. عاشق.... هستم. .......هم عاشق منه. سال ٨۵ آشنا شدیم و توی همون سال هم عاشق شدیم و دیگه بهم گره خوردیم و سال ٨٨ هم عقد کردیم.» وی چند ماهی از همسرش بزرگ تر است و از ابتدا می دانسته زن و بچه دارد و زنش فرزند دومش را هم باردار بوده است.

«نوزده سال داشتم که عاشق ... 31 ساله شدم. او زن داشت. اوایل نمی دونستم ولی بعداً هم که فهمیدم به خاطر سادگی اهمیت ندادم. هووی من کمتر از شش سال بزرگتر از منه و از زیبایی کم نداره.» «هرکاری یواشکیش خیلی بیشتر کیف داره. با وجود همه معایب و سختی ها، اصلن قابل مقایسه نیست. قبول نداری؟»

«همسر اول از همون ابتدا خبر داشت؛ چون با اجازه کتبی ایشون ما ازدواج کردیم. خانواده همسر اول بعد ازدواج ما فهمیدن که خیلی دوست داشتن خانم اول طلاق بگیره و بعدها هم به تحریک اونها خانم اول خواستار طلاق بنده شد. خانواده من همگی در جریان بودن. خانواده من راضی نبودن، اما اصرارهای من باعث رضایت اونها شد. الان به صورت یک شب درمیان پیش من هست. ولی در ابتدای ازدواج به مدت 6 ماه کامل با من بود؛ چون خانم اول بعد ازدواج ما به خواسته خانواده اش می خواست طلاق بگیره و همسرم را راه نمی داد.»

 بررسی دلایل ازدواج مجدد مردان از زبان خودشان به همان اندازه می تواند قابل توجه باشد که بررسی انگیزه های زنان از همسر دوم شدن. گرچه در این گزارش مجال پرداختن به نظرات مردان در این زمینه فراهم نشده، اما سعی شده دلایل پذیرش همسر دوم بودن زنان مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد.

 در واقع اکثر آنان علاقه و احساس وابستگی، برخی نیاز و وابستگی مرد به خودشان، و عده ای موافقت زن اول را از دلایل پذیرش همسر دوم شدن مردی می دانند. دلایلی که قطعاً همه داستان نیست و تنها بخشی از آن است.

 پی بردن به لایه های زیرین دلایل ازدواج مجدد مرد و همسر دوم شدن زن، نیازمند مصاحبه های عمیق و حضوری است که در این گزارش افراد به دلیل علاقه به مخفی ماندن هویت خود کمتر حاضر به پذیرش چنین چیزی هستند.

ادامه دارد...

 پی نوشت : دوستان و همراهان عزیز ، لطفا نظراتتون رو هم اینجا و هم در سایت مهرخانه بگذارید . ممنون از همراهیتان



طبقه بندی: یاس،
برچسب ها:ازدواج مجدد، همسران دوم،
[ جمعه 1392/03/24 ] [ 07:13 ] [ yas ] [ نظرات()