تبلیغات
همسران اول - سوگواری برای عشق

همسران اول

تقدیم به تمام بانوان سرزمینم

سوگواری برای عشق

 اصطلاح سوگواری برای عشق یا محبوب اصطلاح جدیدی است كه به تازگی وارد ادبیات روان‌شناسان و مشاوران شده است.

مشاور و درمان‌گرها، عشق را حالت هیجانی نیرومندی می‌دانند كه اگر كامیاب نشود و فرد در مقاطع آشنایی، دوران نامزدی، حتی به هنگام طلاق، محبوبش را از دست بدهد، كاملا از نظر عاطفی و احساسی به هم می‌ریزد. بسیاری از افراد وقتی با این تجربه تلخ روبه‌رو می‌شوند به طور ناخودآگاه تعداد زیادی از حالات عاطفی را تجربه می‌كنند كه این احساسات شامل غمگینی، ترس، یأس، سردرگمی، خشم و احساس گناه است.

وقتی اطرافیان فرد این اجازه را به وی نمی‌دهند كه برای عشق از دست داده‌اش، مدت‌زمانی عزاداری كند او نمی‌تواند به زندگی عادی و حالات و هیجانات اولیه خود بازگردد.

در زمینه سوگواری برای عشق، مدت‌زمان آن و عوامل موثر در بهبود فرد را در پایین برای شما توضیح خواهم داد .

سوگواری برای عشق یعنی چی ؟

از دست دادن عشق به هر دلیل مانند از دست دادن و مرگ یك عزیز است و همان‌طور كه برای عزیزمان سوگوار می‌‌شویم و عزاداری می‌كنیم باید برای عشق از دست داده‌شده نیز سوگواری كرد تا به آرشیو سپرده شود. مسلما شخصی كه ما دوستش داشتیم و عشق ما محسوب می‌شده در جایگاه بسیار نزدیكی قرار داشته كه مورد عشق و محبت ما قرار گرفته و به لحاظ نمادین در واقع عشق، جای پدر و مادر را پر می‌كند.

از دست دادن عشق برای محبوب مانند از دست دادن پدر و مادر است. وقتی كه شما با مرگ پدر، مادر و عزیزتان روبه‌رو می‌شوید سوگواری و عزاداری می‌كنید، اطرافیان به شما اجازه می‌دهند گریه كنید، سعی می‌كنند كه شما تنها نباشید، مراقبت‌های فیزیكی از شما به عمل می‌آورند اما در ماجرای عشق متاسفانه در جامعه بین عموم سوگواری پذیرفته‌شده نیست و سعی می‌شود كه فرد را در این شرایط با جملاتی اینچنینی به انواع مختلفی بكوبند «آه باز داری به اون فكر می‌كنی؟»، «خوب شد كه رفت» و... یا برای آنكه حال طرف را بهتر كنند به وی پیشنهاد جایگزین پیدا كردن می‌دهند. ممكن است این مساله، در حال طرف موثر باشد اما پیشنهاد خوبی نیست چرا كه در این مرحله باعث وابستگی‌های بی‌مورد می‌شود. حتی در این دوران نباید به فرد سرخورده، ‌پیشنهاد ازدواج كردن داد.

آمارها نشان داده كه بالاترین ریسك طلاق برای این‌گونه ازدواج‌هایی است كه بلافاصله بعد از قطع یك ارتباط عاطفی گذشته پیش می‌آید. ما و اطرافیان شخص باید فردی را كه عشقش را از دست داده، درك كنیم و به وی اجازه دهیم سوگواری كند. من به مراجعانم در این زمینه می‌گویم روزه ارتباط بگیرند و سعی كنند در این دوران خاطرات‌شان را مرور كنند و به خودشان فرصت دهند كه با این مساله كنار بیایند.

‌در این مرحله فرد ممكن است با افسردگی روبه‌رو شود، نظر شما برای عبور سریع از مرحله سوگواری چیست؟

این یك امر عادی است كه فرد در سوگواری فضای افسردگی را تجربه كند و مساله‌ای است كه نمی‌توان منكر آن شد. فقط پیشنهاد ما این است كه نباید در این دوران فرد به تصمیم‌گیری مهم زندگی‌اش از جمله ازدواج بپردازد چرا كه تصمیم‌گیری در برهه افسردگی با استانداردهای پایین خود شخص انجام می‌گیرد و وقتی فرد حالش خوب شود و از این مقطع زمانی بیرون بیاید ممكن است به دلیل عجله در تصمیم‌گیری احساس ندامت و پشیمانی داشته باشد.

‌زمان منطقی و طبیعی برای گذراندن این مرحله چقدر است؟

معمولا بین مقطع شش ماه تا یك‌سال به‌طور طبیعی زمان می‌برد. اما در برخی از سوگواری‌ها دیده شده كه حتی بیش از یك‌سال طول كشیده است كه ما در اینجا پیشنهاد درمانی می‌دهیم و اینكه از مشاوران و متخصصان در این زمینه كمك بگیرند.

‌آیا تمایز جنسیت در عبور از سوگواری، دخیل است؟

خیر، از نظر من بین دختر و پسر در مرحله سوگواری تفاوتی ندارد بلكه عبور از این مرحله به دل‌بستگی و پارامترهای رابطه بستگی دارد.

‌اما به نظر می‌رسد در این مواقع دختران و زنان بیشتر دچار مشكل می‌شوند؟

خیر، به این صورت نیست. گاه دیده شده كه برخی دخترها مكانیسم‌های دفاعی بهتری نسبت به پسرها دارند. این مساله ربطی به جنسیت ندارد. شاید بتوان گفت كه ممكن است دخترها به‌جای گذر از مرحله سوگواری در حالت انتظار باشند. از آنجا كه مردان ابراز عشق می‌كنند و جواب نه می‌گیرند به اطمینان می‌رسند كه طرف‌شان را از دست داده و سوگواری می‌كنند اما دختران به دلیل آنكه در بیان عشق صراحت ندارند، در برخی از مواقع با ابهام روبه‌رو می‌شوند و تكلیف خود را نمی‌دانند كه من اسم این حالت را، كما گذاشته‌ام. وقتی كه افراد به كما می‌روند، و در حالت انتظار عزیزان‌شان به سر می‌برند یك روز امید دارند و روز دیگر ناامیدند. حال در زمینه عشق، این كما باعث می‌شود كه سوگواری طولانی شود. كه متاسفانه برای دختران بیش از پسران رخ می‌دهد. اطمینان از دست دادن برای عبور از این مرحله یاری‌كننده است.

‌چه مواردی باعث عدم اطمینان یا وارد نشدن در مرحله سوگواری می‌شود؟

1- ابهام. فرد اطمینان نداشته باشد به اینكه رابطه پایان یافته یا نه.

2- طرف مقابل گاه‌به‌گاه كدهای مثبت از خودش نشان دهد.

3- طرف مقابل، نه را با صراحت نگفته نباشد.

این موارد سبب می‌شود كه عشق وارد فاز سوگواری نشود و همان‌طور كه گفتم وارد كما شود. افرادی كه از یك رابطه بیرون می‌آیند باید با اطمینان از رابطه بیرون آمده باشند و رفتارهای دوگانه نشان ندهند.

آیا ممكن است بعد از گذراندن پروسه عزاداری، دوباره فرد، سوگوار عشقش شود؟

احتمالش است. همان‌طور كه متذكر شدم اگر فرد با اطمینان رابطه را تمام نكرده باشد این حالت سوگواری قابل عود است. میزان اطمینان در اینجا بسیار مهم است. ‌

وقتی می‌خواهیم عشقی را از دل بیرون كنیم نیاز به زمان داریم و ما نمی‌توانیم زمان را كپسول كنیم چون به ضرر شخص می‌انجامد. بهترین و كارآمدترین پیشنهاد برای عبور بهتر از این مرحله، گفت‌و‌گو كردن و حرف زدن شخص سوگوار است. البته نه با هر كسی بلكه با اشخاص مورد اطمینان و اگر چنین اشخاصی در اطراف فرد نیستند از درمانگرها و مشاوران می‌تواند كمك بگیرد.

آن فرد باید بداند غصه خوردن و فكر كردن دوای درد نیست بلكه این صحبت كردن و گفت‌وگو كردن است كه به طرف كمك می‌كند تا زودتر بهبود یابد؛ صحبت كردن از بدی‌ها، خوبی‌ها، خاطرات. در مواقعی، كمكی كه مشاوران می‌توانند در این زمینه به فرد بكنند این است كه وی را وادار به صحبت كردن می‌كنند

 ‌دارودرمانی و رفتاردرمانی در این دوران نتیجه‌بخش است؟

به نظر من گفتاردرمانی موثر است. اما در یك‌سری از موارد حاد مانند آنكه فرد بخواهد دست به كار خطرناك بزند یا به فكر خودكشی یا آسیب رساندن به دیگران بیفتد، دارودرمانی می‌تواند كمك‌كننده باشد. البته ناگفته نماند داروهای آرام‌بخش باعث كرختی و گیجی می‌شود و این سبب می‌شود عشق سركوب یا به اصطلاح زنده‌به‌گور شود كه پتانسیل برگشت دارد.

‌پس شما اعتقاد دارید كه بیان افكار و احساسات فرد از سایر دیگر شیوه‌ها برای گذر بهتر از این مرحله مناسب‌تر است؟

بله، اما متاسفانه در جامعه ما چندان این مساله مورد پذیرش نیست. وقتی شخصی شروع به صحبت كردن می‌كند فورا اطرافیان تو دهن وی می‌زنند و با او همراهی نمی‌كنند.

‌خانواده در این زمینه چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

خانواده باید اجازه سوگواری به فرزندش را بدهد، از او مراقبت كند، دست از غرزدن و گله كردن بردارد و در نهایت سوگواری را به رسمیت بشناسد همان‌طور كه در مرگ عزیزی، مردن را به رسمیت می‌شناسند و سوگواری می‌كنند.

‌آیا سوگ عشق مانند سوگواری از دست دادن عزیزان است و مراحل خاص دارد؟

بله، وقتی عزیز شخصی فوت می‌كند و شخصی وارد فاز عزاداری می‌شود و یك‌سری مراحلی را طی می‌كند، در فقدان و از دست دادن عشق نیز، فرد همان مراحل را باید طی كند كه شامل انكار فقدان، درك فقدان، احساس ترك شدن و اضطراب، ناامیدی و گریه كردن، كرختی، سستی، گیجی، منگی، مشكل در تصمیم‌گیری، احساس ناآرامی، بی‌خوابی، از دست دادن اشتها، غصه خوردن و یادآوری مداوم، خشم، احساس گناه، احساس تهی بودن و از دست دادن تصویر ذهنی فرد، غم و غصه‌ عمیق، همانند‌سازی با فرد ازدست‌رفته، افسردگی عمیق و سرانجام مرحله بازسازی است



طبقه بندی: یاس،
[ دوشنبه 1392/05/21 ] [ 16:05 ] [ yas ] [ نظرات()