تبلیغات
همسران اول - ظلم سالاری

همسران اول

تقدیم به تمام بانوان سرزمینم

ظلم سالاری

سلام دوستان عزیز . خاطره داستانهاوفیلم های مردسالار ،سالار خان ،پدر سالار و...وخواندن تاریخ سر گذشت زنان ملل ، آدمی را به تفکر وا میدارد که به راستی کلمه مرد سالارکه ریشه در فرهنگ  های ملل مختلف دارد نشات گرفته از چیست ؟

از ژنتیک وبرتری مرد به زن است ؟

برخاسته از قیمومیت وسر پرست بودن است که خداوند به مرد عطاکرده است ؟

تقسیمی است که خود زن ومرد در زندگی داشته اند وپذیرفته اند ویا....  ؟؟؟

خصوصیات مرد سالار : اگر صفات مرد سالار را بر شماریم شاید به گوشه ای از سوالات پاسخ دهیم - مردسالار مردی است  پر ابهت ،مقتدر،قدرتمند،مغز متفکر ،صلاح دید مسائل ،دارای احساس تحکم وزور، قاطع ویک کلام ،نهیب زن وکنترل چی زندگی ،معاون حضور وغیاب خانواده،تعیین کننده (رفت وآمد ها،معاشرتها،سلایق،احساس ها،مخارج زندگی ،فکر واندیشه خانواده ،تحصیل وانتخاب رشته وهمسر آینده فرزندان ،و...در یک کلام مرد همه فن حریف وآقا ی بالا ی سر وپادشاه دیکتاتور زندگی )

 

در این خانواده دختران وزنان حق انتخاب ،ارائه نظر ومشورت دادن ،حق تحصیل به دلخواه ،تفریح دوستانه ومجردی در خارج از منزل ،حق انتخاب همسر بدون رضایت پدر ،حق استفاده از دارایی ودر آمد خود را ندارند وحتی ارثیه زن ،در آمد ،ودارایی باید در اختیار مرد سالار باشد تا او هر طور که می خواهد وصلاح بداند استفاده کند .حتی تعداد فرزندان ونامگذاری را او تعیین میکند وزن فقط وظیفه زایش را بر عهده دارد . تعدد زوجات ،خیانت ،آزار وضرب وشتم ،بی توجهی به احساس وعاطفه زن در این خانواده بیشتر اتفاق می افتد .محبت یک طرفه وبیشتر از سوی زن به مرد است میل وار.ضا.ی جنسی حق اوست وزنان در بیان آن محدود اند حجب زن درروابط جن.س.ی یک امتیاز برای زن است  .مردانی فوق العاده لوس ،متوقع،دارای اختلال شخصیتی (خود بزرگ بینی ،خود شیفته گی ،خودمحوری ،خودکامی وخودخواهی )هستند. اگر کسی با او مخالفت کند با شدت و پرخاشجویی او را ساکت ومجاب به اطاعت می کند .لجباز است ومرغش فقط یک پا دارد .

بنابراین مرد  سالاری را می‌توان به عنوان یک عقیده و ایدئولوژی که از قدرت و سلطه مردان ریشه گرفته و نابرابری بین دو جنس را توجیه می کند تعریف کرد. پدرسالاری، جنسیت و باروری زنان را کنترل می کند و اساس سلطه گری رسمی مرد را تشکیل میدهد. در این خانواده ها قدرت وتحکم از طرف زنان وکودکان به او تفویض میشود وپدر سری وپدر سالاری به شکلی انتقال میراث خانوادگی از پدران به پسران منتقل میشود .

تجمیع این خانواده ها سازمانهای سیاسی واجتماعی را تشکیل میدهد که قوانین آن توسط مردسالارانی نوشته میشود وثبات می یابد که توسط  مرد سالاران کوچک ترانتخاب شده اند ودر این رهگذر جایی برای نظر وانتخاب ودر نهایت حقوق زنان نمی ماند . در جامعه پدرسالار، زن نه حق دخالت در سیاست دارد و نه از حقوق مربوط به مشارکت در حیات جمعی برخوردار است.حتی اگر زنان به گوشه ای از این حق برسند ،به آنا ن می قبولانند که به مردان رای دهید تا مملکت آباد شود .

زنان پزشک ومهندس و... توان مند نیستند ومردان در راهبری توانمندترند وبدین باور باز از نفوذ زنان در تصمیم گیری وارتقاء ممانعت می کنند. در تمامی مظاهر تاریخی، جامعه‌ مردسالار، چه فئودالی، چه سرمایه‌داری یا سوسیالیستی، نظام جنس، جنسیت و تبعیض اقتصادی به طور همزمان عمل می‌کند،

منشأ مرد سالاری، دسترسی بیشتر و گسترده‌تر مردان بر منابع و امتیازات ساختارهای سلطه، در داخل و خارج از خانه است که معمولا به خاطر عقب نشینی زنان از حقوق خود بدان مسلط شده اند . قطعا، نگرش سلطه جویانه این حکومت ها رنگ دینی ندارد. باتوجه به این تعاریف  میتوان مرد سالاری را یک ظلم سالاری محسوب کرد .ظلمی که توسط مرد مسن تر به زنان وکودکان می شود وبواسطه تبعیض  جنسیت، پسران آنان جانشین ظلم پروری در آینده خواهند شد . این مردان با فروکش کردن توان ونیروی خود اعتبار خود را در میان فرزندان وزنان از دست میدهند وقابل احترام نیستند وبه مجرد ناتوانی واقتدار دیگران نافرمانی وعصیان را در خانواده خود تجربه می کنند .پیری ومرگ بدی عایدشان می شود.

یک نکته !ویک تلنگر! ظلم خواهی وظلم پذیری زنان از عوامل مهم وکلیدی تقویت تفکر مرد سالاری است .زنان در طول تاریخ آموخته اند وباور کرده اند که مرد به واسطه داشتن تنی تنومند تر، سوار بر زندگی است وحق تحکم دارد .

اسلام به این مقوله نگاهی متفاوت دارد . پیامبر گرامی (ص)فرموده اند : ظلم سه قسم است: ظلمى که خدا نمى ‏آمرزد، ظلمى که مى ‏آمرزد و ظلمى که از آن نمى‏ گذرد، اما ظلمى که خدا نمى‏ آمرزد شرک است. خداوند مى ‏فرماید: «حقا که شرک ظلمى بزرگ است» و اما ظلمى که خدا مى ‏آمرزد، ظلم بندگان به‏ خودشان میان خود و پروردگارشان است اما ظلمى که خدا از آن نمى ‏گذرد ظلم بندگان به یکدیگر است. نهج الفصاحه ص 561 ، ح 1924

زن در نگاه خداوند یک انسان  در کنار دیگری است که فقط تقوا وخویشتنداری میان آنان برتری را تعیین میکند نه تنومندی ،قدرت زایش ،احساس وعاطفه ویا منطق  که در هر جنس نقصانی از هر توان وجود دارد . آنچه برای زنان حق نهاده است همان است که برای مردان نهاده . حق تحصیل –حق انتخاب –حق مقام –حق فعالیت سیاسی واجتماعی –حق انتخاب ورای –حق شغل –حق تقسیم وظائف زندگی –حق تصرف اموال –حق ارث –حق مشورت –وجوب ججاب وپوشش(برای هردو پوشش واجب است ) و.... حق تمیکن را در مقابل حق احترام وتعهد مرد به او نهاده است وبر زن واجب ننموده که هر آنچه مرد می طلبد زن تمکین کند .در شروطی معین واجب دانسته مانند روابط زناشویی وحفظ اموال مرد ورعایت حیثیت او و...

با وجودی که جهاد را بر او واجب نکرده است او را برای کمک رسانی ودفاع وجنگاوری منع ننموده است . چرا با وجود این نگاه،  باز مردان مدعی مسلمانی مایلند عنان حکومت خانواده وجامعه را در تصرف خود گیرند وزنان را از موهیت ترقی وتعالی باز دارند که در برخی مردان هنوز وجود دارد ؟

آیا به جز این باور است که رخنه دین در این خانواده ها صورت نگرفته ویا شتابزده ،ناشیانه ،خرافات گونه (التقاط مرد سالاری واشتباه تفسیر سر پرستی با آن ) بوده ویا پذیرش دین ، هم موروثی ، نه درک وفهم معانی ومصادیق بوده است ؟

آیا به جز این است که مردان به دلیل حس تسلط جویی وخودکامگی که نشان از بی ایمانی ومقاومت در مقابل اطاعت از خداوند است وتسلط شیطان بر نفس آنا ن است که مدعی اند  نه ژنتیک ؟!! سرپرستی وقیمومیت مرد در اسلام یعنی حفاظت از زنان وکودکان برای رسیدن آنان به تعالی . حراست از حقوق آنا ن ،جان شان ،حیثیتشان .در هیچ کدام از این تعاریف محدودیت وجود ندارد محکومیت جایی ندارد ..

مصونیت زنان از تعرض مردان بیگانه به معنای محدود کردن او نیست بلکه محدود کردن مردان از نزدیکی وتعرض  به اوست .آموزش این نگرش فقط به یک شیوه میسور است وآن تقویت تعهد ومسئولیت مردان در قبال زندگی از کودکی ودر خانواده  .در این صورت اگر ظلمی صورت نگیرد زنی نمی رمد .طلاقی صورت نمی گیرد خیانتی نمی شود وتربیت راه صحیح خود را طی میکند . پیامبر عظیم الشان میفرماید : سه خصلت است که در هر کس باشد (آثارش) به خود او بر مى گردد: ظلم کردن، فریب دادن و تخلّف از وعده. نهج الفصاحه ص 422 ، ح 1281

بنابراین با تربیت درست ،ظلم وفریب وتخلف از وعده به خود شخص بر نمی گردد وبا فسادی که خود عامل آن است امنیت زن وفرزند خود را به خطر نمی اندازد . و همچنین میفرماید : هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند، دروغ نگوید و خلف وعده ننماید، جوانمردیش کامل، عدالتش آشکار، برادرى با او واجب و غیبتش حرام است. بزه کاری ،اعتیاد،خیانت،تعرض وتجاوز به نوامیس ،چشم چرانی ومزاحمت ،دزدی وقتل ریشه در تربیت خانواده دارد وچیزی به جز نبود جایگاه اخلاق ووجدان است .خانواده های متعالی با خروج انسانهای تربیت شده خود جامعه شایسته سالاری را می پرورانند .

این باعث اقتدار واقعی وارزشمندی سر پرستی مردان می شود .جایگاه آنان به عنوان بهترین پدر ها تا ابد در دل فرزندان باقی میماند وتا آخر عمر گرانمایه شان از احترام وعزت وافتخار حظ میبرند .

ظلم جایی اتفاق می افتد که مظلومی یارای مقاومت ومقابله ندارد ویاری مظلوم از سفارشات خداوند است . لازم به ذکر است که کسانی که می فرمایند  دین باعث این تبعیض وظلم شده است .مگر جز این است که دوران پیامبر اکرم(ص) سراسر در جهاد وابلاغ آیات بوده وبه جز حکومت 4 ساله حضرت علی (ع) که فرصت اندکی برای نشان دادن یک حکومت  الهی وچشاندن طعم سعادت واقعی بدون ظلم وبی عدالتی بوده ،اجازه ولایت وحکومت برای امامان عظیم الشان نبوده و وعده تحقق آن وپرده برداری از واقعیت های اسلام ومبارزه با خرافات وانشعابات آن به ظهور مهدی موعود ، موکول شده است .انتظار بر ولایت او یعنی مبارزه با ظلم ها وستم ها خیانت گرچه در نگاه عموم یک پدیده عادی وحق مرد تصور شود ومبارزه با این نگرش یک همت همه جانبه فرهنگی وقانونی را می طلبد .

خدایا به تو پناه مى ‏برم... از این که ظالمى را یارى کنیم و یا مظلوم و دلسوخته ‏اى را بى ‏یاور گذاریم و یا آنچه حق ما نیست بخواهیم. از فرمایشات امام سجاد ،صحیفه سجادیه ص 56 ،فرازی از دعاى 8

با توجه به این مسائل  زنان در تا چه حد در سالارشدن مردان نقش دارند ؟

در آخر باید عرض کنم که : زنان مرید وعاشق ومطیع  سالار "مردان "هستند  ،نه مرد "سالار ها"


 *** باتشکر از گل مریم عزیز  برای تهیه و ارسال این مطلب





طبقه بندی: یاس،
برچسب ها:ظلم سالاری، مردسالاری،
[ دوشنبه 1392/09/18 ] [ 22:21 ] [ yas ] [ نظرات()