تبلیغات
همسران اول - مطالب فروردین 1392

همسران اول

تقدیم به تمام بانوان سرزمینم

مهسا

سلام. من 28 ساله هستم . زمانی كه اول دبیرستان بودم با مشكلات زیادی دست و پنجه نرم می كردم ... كارهای اشتباه مادر ، مشكلات مالی و ...
شاگرد ممتاز مدرسه بودم. به مشاور پناه بردم . مشاور یك مرد 50 ساله بود . كم كم بهش اعتماد كردم . منی كه به هیچ كس اعتماد نداشتم. از زندگی گفتم از كارهای عجیب مادرم و ... مشاور هم بهم وابسته شد. خیلی خیلی شدید ..


ادامه مطلب



طبقه بندی: یاس،
برچسب ها:خیانت، مردمتاهل،
[ چهارشنبه 1392/01/28 ] [ 11:30 ] [ yas ] [ نظرات()

ادامه ماجرا
ادامه....

نمی خواستم بابام بفهمه !آخه دخترای فامیل همشون دوس پسر داشتن و ... بابا همیشه میگفت خدا رو شاکرم که بهم 2 تا نعمت مث الهه و الهام(خواهرم)داده! این 2 تا انگار نه انگار که دخترای این دوره و زمونه ن !نمی خاستم ذهنیتش ازم خراب بشه !
داداشمم همینطور! همیشه میگفت من بین پسرای فامیل حس غرور میکنم خواهرام دخترای پاکین ....
وای یعنی اینهمه ذهنیت با یه کار من داشت خراب میشد ...
بالاخره الهام راضیم کرد که به بابا بگه!

ادامه مطلب



طبقه بندی: فریاد،
[ جمعه 1392/01/23 ] [ 05:45 ] [ فریاد ] [ نظرات()

زندگی الهه
دوستان گلم الهه جون از همراهان این وبلاگ لطف کردن و از زندگی خودشان برامون نوشتند . ازشون تشکر میکنم که این همه وقت گذاشتند و این مطالب رو تایپ کردند و برای ما ارسال کردند
این نوشته درس بزرگی برای دختران جوانی داره که فکر میکنند اگر اشتباه کردند راه بازگشتی نیست.
این شما و این هم زندگی الهه

با سلام
من خیلی وقته وبلاگ شما رو میخونم و خیلی وقتا با خوندن بعضی پستهاتون یاد اتفااقایی که به سرم اومده میفتم....آخه موضوع وبلاگتون خیلی به بلاهایی که سرم اومده ربط داره...





ادامه مطلب



طبقه بندی: فریاد،
[ جمعه 1392/01/23 ] [ 05:43 ] [ فریاد ] [ نظرات()

زن دوم آقای علیزاده

ماههای اول که کارمو در شرکت شروع کردم ، همراه با رئیس مستقیم خودم که درواقع تنها خانم بخش ما بود و دوستش که وکیل بود و در بخش حقوقی کار می کرد ، ناهار می خوردم . یک روز که در راهرو بودیم تا بریم برای ناهار، آقای علیزاده رو دیدیم که از همکارهای بخش دیگه ای بود .

آقای علیزاده تا خانم وکیل رو دید ، شروع کرد به تشکر کردن بابت زحمتهاش و چند دقیقه باهاش حرف زد. بعد که خانم وکیل به ما ملحق شد ، خطاب به رئیسم گفت : "یادته این مرتیکه ! وقتی ازم خواست وکالتشو برای طلاق خانم اولش قبول کنم ، درمورد خانمش چی می گفت ؟ همچین می گفت یک شارلاتان به تمام معناست و ...  فقط دنبال پول گرفتن از منه و مادری نکرده برای پسرهام و خانم دومم مادر اصلی این بچه هاست و ... که من وقتی روز دادگاه شد، از تعجب شاخ درآوردم تا خانم اولو دیدم.
ادامه مطلب



طبقه بندی: یاس،
برچسب ها:زن دوم،
[ یکشنبه 1392/01/18 ] [ 14:40 ] [ yas ] [ نظرات()